Menu

از پاک تا خاک

تعداد بازدید: 2,218

استاد کامل
Share on telegram
Share on email
Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on tumblr

از سال‌های دور به شما چیزهایی گفته‌ام که از قبل شنیده‌اید و در دل با شما گفتگو ها کرده‌ام و شما شنیده‌اید و آنچه دیده‌اید را نادیده انگاشتید و فکر کردید که می‌توانید خاک را به کیمیا طلا کنید و طلا را به ارزش خود بالا ببرید و آن را جایگزین یکسری از جنس خود کنید.

حال انسان ‌ها را به آنچه خود به آن ارزش دادند، قیمت می‌گذارند و تو دوست من، سلام قیمت تو چند طلا می‌باشد و شاید تو را هنوز قیمت‌گذاری نکرده‌اند. راستی خود قیمت خود را به چند ارزش نهاده‌ای و اگر قیمت تو با طلا سنجیده نمی‌شود، با چه آن را می‌سنجی؟

از دانش‌ها، تجربه‌ها، دل‌بستگی‌ها، وابستگی‌ها و خاطراتت می‌گوییم. قیمت آن‌ها چند است و حاضری آن‌ها را به چند بفروشی؟ هر چقدر آن‌ها را قیمت بالا بگذاری پس از ارزش واقعی خود کاسته‌ای و هر چه آن‌ها را رها کنی ارزش واقعی تو نشان داده می‌شود.

این در جایگاه واقعی خود قرار دارد و ترس آن‌ها را احاطه کرده و چنان آن را در چشمانت پر ارزش قرار داده است که نمی‌توانی بر آن ‌ها قیمت تعیین کنی تا نکند آن‌ ها را کنار بگذاری و هر چه به این ۵ فاکتور محکم بچسبی در اصل به درد و رنج خود نزدیک‌تر و از ارزش و فرصت‌ های واقعی دورتر شده‌ای.

من دوست تو، حامی تو و خدمت گذار واقعی تو هستم و تو باور داری که این فاکتورها حقیقت ارزشمند تو هستند که برای به دست آوردن آن‌ ها تلاش کرده‌ای و ارزش‌ هایی را پرداخت کرده‌ای تا آن ها را به دست آوری.

پس چه زیان کرده‌ای که خاک را داری و پاکی را از دست دادی و این نهایت دروغی بود که جهان اسیر آن شد و اگر این فاکتورها به ریالی نیرزد و به طلایی سنجیده نشود واقعاً چه حالی خواهی داشت؟ یک انسانی که هیچ‌ کدام از آن‌ها را ندارد، یک آزاد می‌باشد که می‌تواند ارزش‌های خود را ببیند و صدای حقیقی خود را بشنود. آنگاه زندگی و دنیایی را تجربه می‌کنی که در آن نهایت آرامش، امنیت و زیبایی درنهایت شکوه و شادمانی ابدی در انتظار تو می‌باشد.

خیرِ دنیا و خیرِ زندگی در تو جاری است ولی تو در جای دیگر به جستجوی یک خود دروغین، سرگرمی که خاک برایت تعریف کرد و این دروغ در تو جاری شد. چون پدرت و پدر پدرت و پدر پدر پدرت چنین دروغی را در تو جای دادند که زمین همین است که می‌بینی، در حالی‌ که آنچه تو می‌بینی یک ضد ارزش در زمین و سایه‌ای از ارزش‌ها می‌باشد.

طلا را تو قیمت و ارزش دادی و حال خودت را به آن می‌فروشی. در حالی‌ که خاک باید خدمت گذار و مطیع تو باشد و حال فکر نکن که جهان اصلاحیه‌ای جدید دارد. این از ابتدا اینگونه بوده است و آغازی دوباره در راه است تا یکبار برای همیشه دروغ ‌هایی که شکل زندگی به ما داده است با عشقی پاک جایگزین کنیم و آنگاه در زمین حرکت می‌کنی در حالی‌ که این دنیا زیباتر، آرام‌تر و خوش‌کام تر از امروز توست و دوست خوبی در کنارت و با تو همراه است و جایی را به تو نشان می‌دهد که به آن تعلق داری و از تو پنهان شد.

من به‌ سوی تو آمده‌ام و تو به ‌سوی خود باز نمی‌گردی درحالی‌که به تو نجوا می‌کند. این دروغی بزرگ است و تو می‌ فهمی که آن نجوا بزرگ‌ترین دروغ زندگی‌ات بوده. راستی اگر من دروغ هستم او برای تو که امروز از این مطالب می‌ترسد چه ارمغانی داشته است؟

پس اگر او چیزی ندارد که به تو بدهد تا از طلای خاک با ارزش‌تر باشی، سکوت را به او حکم بده و بسوی من بازگرد، که بازگشت همه شما به ‌سوی من است زیرا حقیقت هرگز پنهان نمی‌ماند و عشق هرگز حقیر نمی‌شود و پول خدمت گذار و خادم شرافتمندی در دستان تو باید باشد و می‌شود که بتوانی در راستای زندگی بهتر و زیبا تر از آن استفاده کنی و من راه رسیدن سریع، آسان، بی‌درد و بی‌ زحمت و بدون خستگی آن هستم.

من الگوی مناسب زیبایی زندگی تو هستم، من راه فراز و بلندیِ افتخار آفرین تو هستم. دوستی که در اندرون خود سال‌ ها فریاد می‌زدی و اکنون تو به من رسیدی و من صدایت را می‌شنوم و به سویت آمدم تا جمله‌ای را بگویم:

آیا هستی که باشی و در هستی با هم باشیم؟

اثر استاد کامل

امتیاز دادن به این مطلب

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (9 votes, average: 4٫44 out of 5)
Loading...

7 دیدگاه

پاسخی بگذارید

بیماری هایی که با علم نوین نور و مغز درمان می شود