حکایت سگ ولگرد

حکایت

ما را در شبکات اجتماعی دنبال کنید.

دوست خوبم سلام امروز می خواهیم درباره ی یک موضوع مهم که در تصمیم گیری به شما کمک می کند حرف بزنیم.

سگی ولگرد در شهری زندگی می کرد این سگ به دلیل ولگرد بودن و نداشتن صاحب به همه جا سر میزد و چیزهای زیادی از زشتی و زیبایی آدم ها دیده بود کسانی که به او سنگ می زدند و کسانی که او را نوازش می کردند و لقمه نانی یا استخوانی به او می دادند او فهمیده بود بعضی کارهایش انسان ها را به سوی او جلب می کند پس در بیشتر مواقع نتیجه می گرفت تا اینکه زنی مهربان او را بسیار پسندیده یافت و او را با خود به خانه اش برد تا از ولگردی و در به دری خارج شود به او پناه داد، خوراک خوب می داد و او را همیشه به وسیله های مختلف شاد می کرد و هر بار سگ کاری می کرد که زن از آن خوشش می آمد تا بتواند از خدمات زن استفاده ببرد ولی عادت های قدیمی سگ بعضی وقت ها بالا می آمد و این امر زن را به فکر فرو می برد و سگ تا می فهمید موقعیتش به خطر افتاده دوباره خود را برای زن لوس می کرد تا او را برای خود نگه دارد.

زن به سرکار می رفت و او در خانه می ماند و از خانه پاسبانی می کرد. روزی زن که به سرکار رفته بود سگ دوستانش را خبر کرد تا به خانه زن وارد شوند با بدن های کثیفشان خانه زن را کثیف کردند شب که زن به خانه آمد و خانه را اینگونه دید تصمیم گرفت سگ را بیرون کند و چنین کرد سگ که توانسته بود با تمام زوایای زن آشنا شود از هر روزنه ای داخل خانه میشد و زن را کلافه کرده بود تا اینکه زن تصمیم گرفت خانه اش را جابجا کند تا سگ نتواند او را پیدا کند پس به محله ی دیگر رفت مدتی گذشت تا اینکه زن بخاطر تنهایی تصمیم گرفت برای خود همدمی داشته باشد به راهنمایی یک دوست به بازار رفت و سگی با اصالت و تربیت شده خریداری کرد و به خانه آورد مدتی آن سگ را داشت و با او انس گرفته بود ولی این سگ به آنچه تربیت شده بود عمل می کرد و از آن لوس بازی های سگ ولگرد را بلد نبود. زن که اذیت های سگ ولگرد را می دانست نمی خواست آن اذیت ها باشد ولی این سگ با تمام مزایای دوست داشتنی های آن، جلوه گری و بازیگوشی را نداشت و زن که با حضور یک سگ در زندگی اش خو گرفته بود یاد لوس بازی های سگ ولگرد افتاد و سگ تربیت شده را دیگر نمی خواست.

یاد تمام رفتارهای سگ ولگرد افتاد و به خود گفت این بار او را مانند این سگ تربیت می کنم در عوض او با لوس بازی هایش مرا شاد می کند پس سگ تربیت شده را فروخت و گشت سگ ولگرد را از کوچه ها پیدا کرد، سگ ولگرد که زن را می شناخت سریع به سویش شتافت و با زن به خانه او رفت تا با او زندگی کند. زن روز ها و شب ها تلاش کرد تا سگ را تربیت کند ولی از آنجا که آن سگ مربی نداشت هرگز عادت به تربیت شدن نداشت و هر چه سعی می کرد همانی باشد که زن می خواهد نتوانست و زن فهمید که سگ تربیت شده مربی بزرگ و خوبی داشته است و او قادر نیست به بهانه دادن خدمات سگ ولگرد را مطیع اوامر خود کند و یاد تمام بدبختی هایش افتاد که از این سگ کشیده بود پس چرا آن روز که داشت به دنبال سگ ولگرد می گشت یادش نیامده بود فهمید خوشی با سگ تربیت شده ذهن او را منحرف کرده بود حال باید کاری می کرد.

سگ ولگرد فهمید که زن دارد تصمیم می گیرد پس پیش دستی کرد و روزی که زن در خانه نبود تمام دوستانش را جمع کرد به آن ها گفت باز زن می خواهد به من صدمه بزند پس خانه اش را ویران کنیم و چنین کردند زن که شب به خانه برگشت خانه را یک ویرانه دید و از سگ ولگرد خبری نبود و آنگاه زن رازی را فهمید که چه ایراد بزرگی در درونش نهفته است ولی دیگر دیر شده بود خانه ای نداشت که بخواهد با تجربه اش آنجا بهتر زیست کند پس به ناچار مجبور شد شهر را ترک کرده و به دیار دور برود. و حال دوست من سگ های ولگرد زندگیت کجا هستند در کنارت یا از تو دور هستند. آیا یاد خاطراتشان آزارت می دهد یا دلتنگشان هستی این تو هستی که باید بفهمی مربی خوب چگونه می تواند سگ را تربیت کند و تو هرگز مربی سگ نیستی او را مربی قابلی می خواهد که از عهده تو خارج است او را به مربی بسپار.

Written By Master Kamel

به این مطلب ستاره دهید و 2 امتیاز دریافت کنید

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (29 votes, average: 4٫69 out of 5)

Loading...

17 دیدگاه برای “حکایت سگ ولگرد

  1. yazdanraha
    yazdanraha میگوید:

    هر بار با دانش و تجربه به سگهای ولگرد زندگیمان می چسبیم و انتخابهایمان درست نیست. با همه ی دلبستگی و وابستگی به زندگیمان گند میزنند اما باز هم میگیم کارشون درست هست. عالی بود سپاسگذارم

    • مدیر سایت
      مدیر سایت میگوید:

      به نام خدا
      مربی عشق است.
      فهمید که وقتی به انسان های آلوده به ترس خدمت می کنی نباید انتظاری داشته باشی چون ممکن است هر لحظه لگدی بزنند به تمام محبت هایی که کرده ای.

          • مدیر سایت
            مدیر سایت میگوید:

            سلام دوست عزیز
            سگ ولگرد همان فاکتور های ترس است که بسیار در نظر انسان ها زیبا و دلنشین هستند ولی بسیار خطرناک و هر لحظه ممکن است که به شما آسیب برسانند.
            آیا تعریف زن از نشاط تعریف درستی بوده است؟
            زمانی که به آلودگی ها عادت کنید دیگر موارد خوب را نمی بینید و آلودگی ها نشاط آور و دلنشین هستند.
            Written by Master Kamel

      • fariba گرایی
        fariba گرایی میگوید:

        قطعا مربی شخصیتی است که مدتها با صبر و‌ عشق انرژی برات میزاره و‌ تا ازت فرد قوی و خاصی نسازه رهات نمیکنه
        درود بر بهترین مربی واستادم😍🥀🥀🥀

  2. رها مامانی
    رها مامانی میگوید:

    درود بر مستر کامل دانا … متاسفانه همه ی خانوم ها با این اندیشه که می توانند کسی را تربیت کنند تا عشق بیاموزد به دام افتاده و زندگی دردناکی را تا مرگ سپری می کنند امید که تمام زنان سرزمینم و زنان جهان خود را و عشق بیاموزند

  3. reza koohi
    reza koohi میگوید:

    و چه بسار کسانیکه که هزازان بار به کسانی خدمت کرده اند که آلوده به ترس بودند و این تکرار همچنان ادامه دارد وما باید بیاموزیم که چه کسانی را و چه وقت اموزش دهیم و از کنترل دیگران دست برداریم

  4. محمد گرجی
    محمد گرجی میگوید:

    دقیقا در رفتار زن قضاوت موج میزند.انسانها همیشه برای فرار از رنج هایشان و بدست آوردن لذت بیشتر در بازی بی انتهای رنج و لذت اسیر میشوند که قضاوت کردن باعث آن میشود.
    روزی از چیزی لذت میبرند و پس از مدتی با قضاوت آن لذت، لذت تبدیل به رنج شده و دوباره برای فرار از رنج به دنبال لذتی جدید میگردند دریغ از اینکه در یک بازی بسته و محدود دارند زندگی میکنند که فقط درد نصیبشان میشود.نتیجه زندگی با قضاوت فقط درد است.اگر قضاوت را حذف کنیم تحت هیچ شرایطی درد نخواهیم کشید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *