مبلغ کیف پول الکترونیک شما:

تومان

حکایت قدقد مرگ

نویسنده

Master Kamel

تاریخ انتشار

تعداد دیدگاه ها

تعداد بازدیدها

2,476

امتیاز مطالعه

2 امتیاز

استاد کامل

وقتی درب خانه مان به صدا در آمد می دانستم که پشت در کیست. هفته ای دو روز رأس ساعت 9 صبح پشت درب منزل ما می ایستاد و زنگ می زد. در را باز کردم و با لبخند همیشگی اش گفت: این هم سهم امروز تو از مرغ قهوه ای  ما. خندیدم و گفتم بیا داخل این تخم مرغ را بخوریم. من هم چون می دانستم می آیی نان داغ آماده کردم. به داخل آمد و تخم مرغ را نیمرو کردیم و با هم خوردیم.

مرغ تپلی همسایه مان هر بار که در میان شمشادهای خانه ی شان که تنها دیوار بین ما و همسایه مان بود قدقد می کرد می دانستم که در حال تخم کردن است و این همیشه مرا پر از لبخند می کرد. تا اینکه یک روز به همسایه مان گفتم مدتی است از تخم مرغ ها خبری نیست و هسایه با ناراحتی گفت: این خوشگله قدقد می کند ولی دیگر تخمی نمی گذارد و نمی دانم چرا چند روز بعد همسایه مان به خانه ام آمد گفت: امشب به اتفاق همسرت به خانه ی ما بیایید شام مهمان ما هستید.

سر میز شام مرغ تپلی حسابی سرخ شده بود و آماده برای خوردن بود. گفتم گناه داشت چرا او را کشتین و شام سفره خود کردید؟ گفت: قدقد های روز آخرش پیام سفرش را می داد. همسرش که مردی دانا بود با لبخند گفت: با لذت میل کنید زیرا در این جهان قطعا برای دلیلی همه اینجا هستیم و چون زمانش فرا برسد باید رفت. او مدت ها با تخم مرغ هایی که می گذاشت ما را خوشحال می کرد و اکنون با وجود خودش ما را خوشحال کرد. از جمله ی حکیمانه ای که گفت همه خندیدیم و شوهرم برای این جمله ی قشنگ کف زد و سپس شروع به خوردن شام کردیم.

اثر استاد کامل

به این نوشته ستاره بدهید و 2 امتیاز دریافت کنید.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (29 votes, average: 4٫45 out of 5)

Loading…

این نوشته ارزشمند را برای دوستان خود در شبکات اجتماعی ارسال کنید.

Share on whatsapp
Share on telegram
Share on email
Share on twitter
Share on linkedin
Share on facebook
Share on pinterest
Share on tumblr

مطالب ویژه ای را فقط در خبرنامه ما دریافت کنید.

22 comments

به نام خدا
دلیل بودن تو در زمین قانون بقایی است که در دل زمان شکل گرفت چون از 5 فاکتور ترس دور شوید قانون بقا را رد کنید به اتحادی می رسید که پایان آن جاودانگی است و در جاودانگی زندگی بدون درد را تجربه می کنید.
Master Kamel

سلام دوست عزیز
از دوران کودکی و خردسالی یک حس، یک غریزه، یک نیروی درونی و یک کشش درباره ی یک چیزه کاملا مشخص در فرد وجود دارد و به شکل های متفاوت در طول زندگی خردسالی، کودکی، نوجوانی، جوانی و بزرگسالی نشان داده می شود. این همان آدرس درست از رسالتی است که تو به دنبال آن هستی.
Master Kamel

پاسخی بگذارید