حکایت مرد تنها

استاد کامل

ما را در شبکات اجتماعی دنبال کنید.

مردی در سرزمینی زندگی می کرد که در آن شهر دکانی داشت و در آن دکان ماست و شیر می فروخت. مدت ها کارش همین بود آنقدر در این کار تبحر داشت که کسی نمی توانست در فروختن شیر گاو و گوسفندانش سر او کلاه بگذارد و این مرد مانند یک هنرمند شیر واقعی را می شناخت حتی از نگاه دور و این به ذائقه مردم آن شهر خوش نمی آمد. آنان که حیوانی داشتند و می خواستند پول بیشتر از کار کمتر به دست آورند پس تصمیم گرفتند که دکان هایی بزنند و خود شیر بخرند و بفروشند.

مدتی کوتاه گذشت شهر پر شد از دکان های ماست و شیر فروش و مردم گمراه، از آن گمراهان شیر و ماست می خریدند و مشتریان مرد تنها، کمتر و کمتر می شد تا اینکه روزی رسید مرد تنها دید که دیگر کمترین مشتری را دارد و به اندازه روزی زندگی اش نمی تواند بدست آورد پس تصمیم مهمی گرفت گوسفندانی و گاوهایی از پول باقیمانده دکانش گرفت و قسم خورد که آنقدر گله ی گوسفندان و گاوها را بسیار زیاد کند و آنقدر کیفیت شیرها را بالا ببرد که همه آن دکان داران نیرنگ باز چاره ای جز خریدن بهترین شیر با پایین ترین قیمت را نداشته باشند و روزی رسید که مرد تنها، تنها نبود و همه گله های گاو و گوسفند از آن او شد زیرا نیرنگ بازان داشتند همه شیرهای او را می فروختند و راه نیرنگ بسته شد برای همیشه. این نبود که بتوانند بر علوفه ها دست یابند و بخواهند علوفه نامرغوب به حیوانات بدهند پس بهترین غذا، بهترین احترام و بهترین رسیدگی، بهترین شیر را تحویل می دهد و جهان دکان داران نیرنگ باز چاره ای جز خرید آن ندارند، اگر بفهمید شما نیز چنین می کنید.

Written By Master Kamel

به این مطلب ستاره دهید و 2 امتیاز دریافت کنید

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (35 votes, average: 4٫69 out of 5)

Loading...

21 دیدگاه برای “حکایت مرد تنها

  1. yazdanraha
    yazdanraha میگوید:

    عالی بود. یعنی ما هم در شغلهایم از مرحله تولید تا رسیدن به دست مشتری عشق را در تمام مراحل جاری کنیم و کالای با کیفیت و خوب تحویل دهیم. درود بر شما

  2. reza koohi
    reza koohi میگوید:

    با سلام : گمشده های امروز بشر بازگشتن به خود خویش و ارزشهایی هست که الان در جامعه امروزی کم رنگ شده است . سپاس ودرود

  3. Parisa Rahmi
    Parisa Rahmi میگوید:

    سلام عشق همیشه بر نیرنگ و دروغ پیروز است.باشد ک همه ی ما در تمام مراحل زندگی مان عشق را جاری کنیم .سپاسگذارم استاد کامل عزیز .درووووود فراوان بر شما

  4. reza koohi
    reza koohi میگوید:

    اگر صداقت و عشق در جریان کارمان وشغلمان باشد با استفاده از نیروی عشق وخرد بهترین راهها ومسیر جهت پیشبرد هدفمان خوبمان جلوی راهمان قرار خواهد گرفت

  5. محمد گرجی
    محمد گرجی میگوید:

    حکایت بسیار زیبایی بود.همیشه عشق و صداقت و راستی اگر در هر کسب و کاری جریان داشته باشد نتیجه مافوق تصور خواهد بود.پس چرا بعضی انسانها مسیر نیرنگ و دروغ را در پیش میگیرند؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *