مبلغ کیف پول الکترونیک شما:

تومان

حکایت پول از آخر

نویسنده

Master Kamel

تاریخ انتشار

تعداد دیدگاه ها

تعداد بازدیدها

2,435

امتیاز مطالعه

2 امتیاز

از ابتدا فکر میکردم که دنیا میان من او یک دنیای پر از جمعیت است. و این امر باعث می شد که هر روز نسبت به او علاقه ی بیشتری پیدا کنم ولی هر چه به او نزدیک می شدم احساس می کردم او یک قدم به عقب برمی دارد، نمی دانستم.

فکر می کردم به خاطر رفتارهای زنانه است که از روی عشق انجام می دهد و همیشه با لبخند از این لحظات نفس گیر رد می شدم تا اینکه کم کم این احساس قوی و قویتر شد. طرز صحبت کردنش تغییر کرد و از خواستن ها می گفت.

و این امر باعث شد کمی از دورتر به او نگاه کنم. بله خودش بود. او از اول، آخرش را دیده بود و آخر همه ی این دوستی ها به یک اتفاق ختم می شود. پول و س*ک*س یا یکی از آنها، اینگونه بود که احساس کردم به من و تنم و وجودم توهین شده است.

خودم را فروشنده ی تحمیلی احساس کردم و وقتی با او درمیان گذاشتم خنده ی تلخی کرد و گفت: حالا احساسم را درک  می کنی انگار کسی از قبل با او چنین کرده بود و او مانند افراد بیمار که هم ناقل بیماری هستند هم دوست دارند از این بیماری برای انتقال از بعضی ها استفاده کنند،او را انتخاب کرده بود.

مرگ بدی بود در ابتدا ولی دریافتم او بیش از هر کسی به کمک نیاز دارد و او نمی خواست خوب شود  از من دور شد تا آخری را از ابتدا شروع کند.

اثر استاد کامل

به این نوشته ستاره بدهید و 2 امتیاز دریافت کنید.

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (26 votes, average: 4٫38 out of 5)

Loading…

این نوشته ارزشمند را برای دوستان خود در شبکات اجتماعی ارسال کنید.

Share on whatsapp
Share on telegram
Share on email
Share on twitter
Share on linkedin
Share on facebook
Share on pinterest
Share on tumblr

مطالب ویژه ای را فقط در خبرنامه ما دریافت کنید.

19 comments

سلام دوست عزیز
هر کجا سخن است از پول است و هر کس از بیشتر داشتنش شاد و از نداشتنش غمگین
بدنبال جایی میگردم که از عشق سخن بگویند
دنبال جایی میگردم که آنانی که بیشترین عشق ورزی را دارند از موقعیت اجتماعی بالاتری برخوردار باشند
آیا از چنین مکانی باخبر هستید؟

با سلام مگر زیر بنای این عالم بر دو چیز استوار نیست چگونه میشود بدون ابنها زنذگی کرد اصلا بعنوان یک سنت و یک حقیقت پذیرفته شده است مگر میشود این اصول را زیر پا گذاشت ؟ حقیقت دنیا مگراز اول تا اخر این نیست ؟

دوست عزیز سلام
فا از طریق آموزش های متفاوت و از طریق زمینه های متفاوت و از طریق اساتید و راهنمایان و کتاب های متفاوت طی هزاران سال خواست به انسان بیاموزد که تو در این دنیا هیچ کاری نداری جز آنکه در جستجوی پول باشی و چون پول را بدست آوردی آن را هزینه ی میل های متفاوت خود از جمله میل جنسی بکنی و اکنون بشر مطیع همان دانش هاست و دارد طبق دستور قانون بقا که در اختیار فا می باشد همین کار را می کند.
Written by Master Kamel

بدترین نوع اندیشه انسانی معامله عشق با پول است.عشق واقعی برای انسان کافی است چون همه چیز را در اختیار انسان قرار میدهد.چگونه میتوان از نیاز که قانون بقا برای انسان تعریف کرد خارج شد و به عشق واقعی دست یافت؟

پاسخی بگذارید