Menu
هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

حکایت کدو و کرم

تعداد بازدید: 1,218

استاد کامل
Share on telegram
Share on email
Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on tumblr

کرمی در کدویی زندگی می‌کرد و خود را در کدو خوشبخت می‌دید. تا اینکه کشاورز، کدو را چید و آن را خُرد کرد، کرم که از دهانه کدو بیرون آمد. تازه فهمید که چه دنیایی بزرگی است، پس کدویی دیگر اما بزرگ‌تر انتخاب کرد و قول داد در کدوی بزرگ‌تر، لذت بیشتری ببرد. لطفاً جای کدوها را در زندگی‌ات عوض نکن، کدو کدو است، بفهم چه می‌کنی.

همه ما آدم‌ها بعد از تولد، زندگی زمینی خود را به‌ صورت تکرار آغاز می‌کنیم. اما روزی فرا می‌رسد که شرایط زندگی را درخور شان خود نمی‌دانیم و با خود می‌گوییم: اینجا جای من نیست و با خدا عهد می‌کنیم که ما را به شرایط مطلوبمان برساند، تا زندگی مطلوب را تجربه کنیم. در آن زندگی همه‌ چیز در بینهایت قرار دارد.

ناگهان روزِ شروعِ رسیدن به مطلوب فرا می‌رسد، قطعاً در اولین گامِ زندگی محدودی که داشتیم، را به دست خداوند تغییر می‌دهیم و پس از آن اتفاقاتی برای ما می‌افتد. که در زندگی ما، درگذشته نیفتاده بود. مدتی می‌گذرد اگر درگذشته در جریان زندگی عادی خود، هر شش ماه مجبور به تجربه یک موضوع بودیم، حال هر ساعت و یا حداقل هر روز می‌توان شاهد یک تجربه جدید بود و همه این اتفاقات برای رسیدن به زندگی مطلوب که مورد توجه خداست می‌رسد.

ولی در میانه راه از تکرارِ شرایطی و اتفاقاتی که مغز ما برای آن تعریفی ندارد، می‌ترسیم و فراموش می‌کنیم که با خداوند چه عهدی بسته‌ایم و مطمئن نیستیم که خداوند از تمام این اتفاقات، خواهان رساندن ما به زندگی مطلوب می‌باشد.

پس با این فکر، شیطان با شتاب به سوی حلقه‌ی آتشِ تردید می‌دود و بیشتر از هر لحظه نور، آگاهی، تجربیات جدید را مایه ناامنی، بی‌ثباتی و در نهایت یک زندگی نامطلوب می‌خواند. همین امر باعث می‌شود که تردید در وجود انسان شعله‌ورتر شود. این آتش تردید باعث شکسته شدن عهد با خداوند می‌شود و انسان ناگهان زندگی مطلوب خود را از بی‌نهایت بیرون می‌کشد و به دنبال روزنه‌ای برای امنیت خود می‌گردد و چون در جهان انسان‌هایی که چنین اراده می‌کنند و خداوند چنین به آن‌ها کمک می‌کنند کم هستند. پس بیشتر مردم زندگی مطلوب را، نه می‌فهمند نه درک می‌کنند.

و نه خواهان این نوع زندگی برای دیگران هستند و دلیل آن این است که می‌ترسند و شیطان پرچم خود را بر سر در زندگی آن‌ها آویخته است. هدف شیطان شکستن خداوند در درون بشر می‌باشد و وقتی تو عهدت را می‌شکنی و از زندگی مطلوب دور می‌شوی پس پرچم شیطان در درونت برافراشته می‌شود اما همیشه یک پاسخ بعد از این‌ همه ماجرا اتفاق می‌افتد برای اینکه این‌ گونه انسان‌ها برای همیشه دست از اتصال با خداوند بردارند و هرگز با کسی درباره ی زندگی مطلوب سخن نگویند و اگر گفتند هیچ‌ کس حرف آنان را نپذیرد یک اتفاق می‌افتد و آن این است که با توجه به ابزارهای وسیعی که در اختیار دارد آبروی آن فرد را در جمعی می‌برد که هدف اوست و هدف او شکستن اتحاد بین شعور و انرژی درونت است و او را در حالی می‌بینی که در بلندترین ارتفاع او (انسان به دنبال مطلوب ولی بازگشت کننده) ایستاده است و به او می‌خندد درحالی‌ که با سلاح خودش بر علیه خودش استفاده می‌کند.

خداوند مصلحت‌ اندیش نیست پس وقتی به او رو می‌کنید و از او زندگی مطلوب را می‌طلبید بدانید که خالق از سریع‌ترین، راحت‌ترین، قدرتمندترین و رئوفانه ترین راه برای رسیدنت به زندگی مطلوب استفاده می‌کند شاید برایت پر رمز و راز باشد و شاید از راه خسته شوی اما در تمام طول مسیر یک جمله را مطمئن باش خداوند همه‌ چیز است و همه‌ چیز را برای تو در جستجوی زندگی مطلوب به روش خودش می‌فرستد.

در پایان کامل نکته‌ای را یادآور می‌شود در مسیر زندگی مطلوب آنچه تجربه می‌کنید متعلق به شما نیست، بلکه همه این شرایط که پیش می‌آید بعد از رسیدن زندگی‌تان به زندگی مطلوب هدیه‌ای می‌شود برای کسانی که مانند شما در جستجوی این نوع زندگی هستند و به‌ جای انتخاب کدو یعنی یک زندگی پر از ترس و ناامیدی، زندگی پر از هیجان تلخ و شیرین و تجربیات جدید و پی‌ در پی را از خالقشان طلب می‌کنند و خداوند شما را در مسیر آن‌ها قرار داده تا آن‌ها بتوانند کدوها را ترک کنند و از خداوند می‌خواهم روزی را ببینم که در جهان هیچ کدویی وجود نداشته باشد.

اثر استاد کامل

امتیاز دادن به این مطلب

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (3 votes, average: 5٫00 out of 5)
Loading...

5 دیدگاه

پاسخی بگذارید

بیماری هایی که با علم نوین نور و مغز درمان می شود