Menu

سپاه اندیشه

تعداد بازدید: 2,244

استاد کامل
Share on telegram
Share on email
Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on tumblr

انسان در ابتدای خلقت خود قرار داشت که در درون هر هسته خود اندیشه ای را آغاز کرد. هسته ها می دانستند چگونه تکثیر پیدا کنند و از تکثیر خود آنچه آموخته بودند را هدایت گر خود می دانستند و این سلول ها توانستند شکل خود را از زمان به خود بگیرند. این هسته ها بودند که سلول را تشکیل دادند و این سلول ها بودند که دایره ذخیره ای شدند برای اندیشه و تفکر.

خلاقیت را نمی دانستند پس به آنچه آموخته بودند از هسته ها پرداختند و این انسان، در ظاهر کامل خود، شکل گرفتند، دانشی که از اطلاعات اولیه از خود می دانستند و توانست شکل ظاهری انسان را به اینگونه تعریف کند.

انسان نمی دانست که می تواند از هر شکلی که کاملا تر است برای خود، خود را پدید آورد پس تلاش کرد همه خود را در خود اینگونه به تکامل برساند تا هرگاه نیازی در او پدیدار شد با کمک همین جسم به تامین نیازهایش پاسخ دهد، پس هر قسمتی از اعضای بدن انسان در کامل ترین شکل و ساختار خود شکل گرفت. ساخته شدن اعضای بدن ثروتی عظیم برای یک انسان بود که قیمتی نداشت و قابل شکل گیری مجدد نبود.

انسان مجبور بود از این جسم محافظت کند قافل از اینکه هسته قادر است هر قسمت از اعضا را بدون در نظر گرفتن هیچ محدودیتی مجدد ساخته و در چرخه جسم قراردهد. ثروتی که فقط در هسته وجود داشت ولی سپاهی از اندیشه های اولیه که از پدر و مادر به او انتقال یافته بود او را در ساختن مجدد خود محدود میکرد.

انسان اندیشه هایش را محور ساختار اصلی خود قرارداد و بقا در این قالب توانست فعالیت کند وقتی خود واقعی را در خواب دید سپاهی از اندیشه های نادرست به هسته حمله کردند و اجازه آزاد سازی این اطلاعات ارزشمند را از او گرفتند. هسته نتوانست به مرکز ساختار سازی اولیه دسترسی یابد و کم کم خاموش شد و دیگر تکرار نمی شود. مجبوری به نیازهای خود بپردازی و این همان ترسی بود که انسان ها را از هم جدا کرد ثروتی عظیم در انسان پنهان ماند و انسان هرگز نتوانست این ثروت عظیم را در چرخه تولید خود قرار دهد.

اثر استاد کامل

امتیاز دادن به این مطلب

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (12 votes, average: 4٫75 out of 5)
Loading...

14 دیدگاه

پاسخی بگذارید

بیماری هایی که با علم نوین نور و مغز درمان می شود