داستان سریالی پوکه ی فشنگ قسمت 4

استاد کامل

ما را در شبکات اجتماعی دنبال کنید.

گفتم من خودم را که دیگر نمی توانم به دست بیاورم چون قسمتی از وجود من وسیله ای شد برای لذت یک انسان دیگر. اما می خواهم پیامی را به همه ی انسان ها بدهم که برای دوستان دیگرم که هنوز مورد استفاده قرار نگرفته اند چنین اتفاق دردناکی نیفتد. مرد که در دستش من بودم و با دست دیگرش گلبرگ گلی را نوازش می کرد خیلی آرم گفت: تو تازه ارزشمند شدی. هیچ کس در جهان با از دست دادن قسمتی از خودش بی ارزش نمی شود. درست است که مورد استفاده ی یک غریزه و احساس انسانی قرار گرفته ای، ولی آنچه از تو دور شده همه ی تو نبوده، تو اینگونه متولد شدی پس آنچه به آن وابسته بودی و قلبا دلبسته اش شده بودی را از دست دادی. حالا تو آزادی و من پیام آزادی تو را به گوش جهانیان می رسانم و تو را برای خلق یک ارزشی والاتر هدایت می کنم. گفتم من نمی فهمم چه می گویی.

مرد لبخندی زد و گفت: از ذات وجودی ات حرف می زنم. تو چی هستی؟ گفتم یک گلوله، یک فشنگ. گفت: در تو چه خاصیتی نهفته است؟ گفتم کشتن و البته لذت دادن به انسان ها. گفت: این ظاهر قضیه است اما باطن قضیه بسیار ارزشمندتر از آن چیزی است که تو به آن رسیده ای. گفتم مگر در من چیز دیگری هم هست؟ ولی لحظه ای به یاد کلاغ افتادم با خنده گفتم حتما براق و زیبا بودنم را می گویی چون کلاغ هم به من گفت تو را برای کلکسیون اشیاء براق خود می خواهم. مرد مرا نوازش کرد و گفت: تو بوی حیات و زندگی می دهی. تو در زمین و حتی در جهان گوهری ارزشمند هستی.

پایان قسمت چهارم

Written by Master Kamel

قسمت های دیگر داستان

به این مطلب ستاره دهید و 2 امتیاز دریافت کنید

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (31 votes, average: 4٫39 out of 5)
Loading...

10 دیدگاه برای “داستان سریالی پوکه ی فشنگ قسمت 4

  1. profile avatar
    فرشته آیینه گفته:

    بسیار عالی ???قسمتی که از دست رفته همه ی وجود ما نیست تازه آزاد شدیم از دلبستگی و وابستگی درود بر استاد عزیز ???

  2. profile avatar
    mehrbaran گفته:

    دلبستگی ها و وابستگی ها زنجیری بر پای ماست که نمیگذارد اوج بگیریم، ممنون از یادآوری، سپاس بی پایان

  3. profile avatar
    رها.م گفته:

    چقدر این احساس کلاغ به احساس خانوم ها نزدیکه
    همه ی زن ها یک چنین احساسی رو در وجودشون بلا استثنا تجربه کردن
    ممنونم مستر کامل

  4. profile avatar
    Barad گفته:

    بله بعضی وقتها وقتی چیزی رو از دست میدیم منظورم از لحاظ دلبستگی و وابستگی است تا معنی آزاد بودن رو می فهمیم وقتی با ارزش تر میشیم

  5. profile avatar
    محمد گفته:

    در درون انسان گوهری ارزشمند است که از طریق فاکتورهای ترس از جمله وابستگی ها و دلبستگی ها کنترل شده و اجازه آزاد شدن را نمیدهد.چگونه میتوانیم به درک بیشتری از این نیمه ارزشمند خودمان برسیم؟

    • profile avatar
      مدیر سایت گفته:

      سلام دوست گرامی
      کافی است فاکتورهای ترس را بشناسید و از آنها اطاعت نکنید آنگاه خود متوجه می شوید.
      strong>Written By Master Kamel

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *