داستان سریالی سنگ مرد قسمت ۱۰

سنگ مرد قسمت دهم

ما را در شبکات اجتماعی دنبال کنید.

مرد گفت حاکم به ما وعده داد کسی از شما برود، ۳ نفر به جای او اضافه می کنم ببینم این چنین می شود و همه شاهد بودند که برای مرد سنگ سه زن وارد شدند و او یکی ازآنها را فرا خواند آنکه به زن اول نزدیکتر برخواسته بود و او را به خود نزدیکتر کرد تا به یادش آمد کیست و از کجا آمده و برای چه آماده است؟

مرد بسیار می کوشید تا گروهش را به آنچه برای آن فرستاده شده اند هدایت و راهنمایی کند و اینکه منشا هدف و مقصد  و مقصود یکی است عشق همه چیز است و اتحاد ترس را بین می برد و نتیجه آرامش، امنیت، صلح، دوستی و بخشش می باشد. پس توانستند بوسیله این هدف منشورهای خود را به یاد آورده و تصمیم به اجرای آن گرفتند، در سرزمین عشق همه برای اجرای بهتر منشورها از یکدیگر سبقت می گرفتند ولی در این سر زمین برای اجرا نشدن منشور تلاش می کردند واین گروه همچنان تلاش می کردند تا بتوانند از عشق ابزاری برای تعالی انسانها استفاده کنند ولی هر چه تلاش می کردند کمتر می یافتند پس بسیار فعالیت کرده و خسته و مانده شده بودند. شبی از شبها دور هم جمع شدند تا درباره فعالیتشان با یکدیگر سخن بگویند ولی بسیاری از آنها به دلیل خستگی و تاریکی شب خواب رفتند و آنان که بیدار مانده بودند با مرد سنگ صحبت کردند و از کتاب راهنمایشان کمک خواستند حاکم نوشته بود به اینجا رسیدید ایستادگی کنید زیرا اینان که خوابند بیدار شده و به شما ملحق می شوند ولی شما به سبکی که شبیه همین مردم است فعالیت کنید. آنچه همه این مردم را به این مسیر تاریک کشانده است همان مبحث مراودات مالی آنها می باشد. شما در مسائل مالی آنها وارد شده و اصلاحاتی انجام دهید نتیجه می شود رها شدن از تله پول و پولی که در دستان آنها بود جمع کنید و با یک مدیریت آن را به عشق تبدیل کرده و به خودشان باز گردانید آنگاه رویاهایتان به حقیقت خواهد رسید و شما به آنچه برایش آمده اید دست می یابید. حال از آن گروه بزرگ فقط چند نفر محدود باقی مانده بودند پس حرکت خود را در صبحی روشن آغاز کردند و در اقتصاد طرحی را پایه ریزی کردند تا بتوانند به این سرزمین و مردمانش کمک کنند سرزمینی که قطعه قطعه شده و برای هر قطعه نامی گذاشته بودند و زبانها متفاوت شده بود.

این سرزمین باید تبدیل به نور می شد تا سرزمین نور بر آن حک شود و عشق آنجا را به اینجا فرا خواند پس حرکت خود را در یک اتحاد کوچک ولی پر قدرت به سوی شهر عشق آغاز کردند با این پیام بیایید پایان همه دردها،همه نیرنگ ها، همه فریب ها، همه رنج ها، همه غصه ها، آغاز و شروعی که در آن همه شاد کام و سراسر عشق باشند زیرا عشق همه چیز است و اتحاد ترس را از بین می برد.

پایان قسمت دهم

قسمت های دیگر داستان

به این مطلب ستاره دهید و ۲ امتیاز دریافت کنید

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (37 votes, average: 4٫54 out of 5)
Loading...

30 دیدگاه برای “داستان سریالی سنگ مرد قسمت ۱۰

  1. profile avatar
    shahriar.ghaedrahmati گفته:

    سلام
    سنگ مرد ، عاشقانه دوستت دارم و با تو همراه می شوم تا به سرزمین نور باز گردیم

  2. profile avatar
    reza movafagh گفته:

    چگونه می توانیم سرزمین مان را به نور تبدیل کنیم تا سرزمین نور بر آن حک شود و عشق به سرزمینمان فراخوانده شود؟

  3. profile avatar
    reza movafagh گفته:

    سلام و درود بابت این داستان سریالی فوق العاده دو سوال داشتم
    ۱-یعنی تمام دردها و رنجهای بشر حاصل پولهای آلوده است؟
    ۲-قسمت ۱۱و۱۲ چه موقع آماده میشود؟ بیصبرانه منتظرم چون این داستان را بسیار دوست دارم میخواهم بدونم آخر داستان چی میشه؟
    سپاس بابت تلاشهای ارزنده تان

  4. profile avatar
    raza گفته:

    پس با این حساب اگر برای اقتصاد یک سرزمین اصلاحاتی صورت پذیرد بطوریکه هیچکس از نبود پول و ترس از دست دادن آن فکری نکند در آن سرزمین جهان عشق بر پا خواهد شد؟

  5. profile avatar
    فرشته آیینه گفته:

    سلام و درود فراوان بر استاد کامل عزیز بابت این داستان بسیار زیبا و عالی و پر بار ?????
    برای رسیدن به سرزمین عشق باید حامی را اجرا کرد یک طرح اقتصادی عالی ریخت
    عشق همه چیز است و اتحاد ترس را از بين میبرد
    درود فراوان بر استاد خرد و عشق ???

  6. profile avatar
    Barad گفته:

    داستان سنگ و مرد همش عشق بود بسیار عالی بود من در این داستان عشق واقعی استاد رو به همه دیدیم واقعا قشنگ گفتن عشق همه چیز است و اتحاد ترس را از بین میبرد.

  7. profile avatar
    محمد گفته:

    سلام و درود و سپاس از تلاشهای ارزشمندتان.بیصبرانه منتظر ادامه داستان هستم.قطعا که عشق همه چیز است و اتحاد ترس را از بین میبرد.قسمت ۱۱ و ۱۲ چه زمانی آماده میشود؟ بسیار مشتاقم تا ادامه داستان را بخوانم.سپاس

  8. profile avatar
    نیلوفر گفته:

    واقعا اتحاد و عشق همه چیز است وترس را از بین میبرد اراده واقعی درون انسان را پر از عدل و عدالت می کند سعی کنیم که تامیتوانیم با اتحاد دور ازطمع ، حسدودشمنی هم باشیم تا شهر عشق را پیدا کنیم

  9. profile avatar
    نیلوفر گفته:

    وقتی عشق واقعی باشه اتحاد هم بوجود میاد واین اتحاد و عشق وباعث میشه که طمع از بین می‌رود دشمنی در کار نیست هر کاری بر پایه عشق واقعی است

  10. profile avatar
    نیلوفر گفته:

    خیلی ممنون خیلی عالی بود انسان ها اگر از ترس ها جدا میشدند چقدر خوب بود اجازه نمیدادند درونشان حکومت کند
    درود بر عشق

  11. profile avatar
    نیلوفر گفته:

    خیلی ممنون خیلی عالی بود انسان ها اگر از ترس ها جدا میشدند چقدر خوب بود اجازه نمیدادند درونشان حکومت کند
    درود بر عشق
    وما منتظر بقیه داستان هستیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *