داستان سریالی سنگ مرد قسمت ۸

داستان سریالی قسمت 8

ما را در شبکات اجتماعی دنبال کنید.

زنی در آن میان گفت دختر من آیا به اینجا آمده؟ او را نمی بینم. و کسی را پی او فرستادند و از میان درختان سرو و صنوبر که نهرها کنار آنها جاری بودند آمد و مادر و دختر یکدیگر را در آغوش کشیدند.

مرد قبیله در خانه هایی که برایشان آماده بود مستقر شدند و درباره منشورهای اخلاقی و انضباطی و کاری هر کس که از طرف حاکم سرزمین بود به او ابلاغ شد. همه ی قوانین به زیبایی گویای یک عشق و اتحاد دور از ترس و طمع بود. در آن سرزمین هر کس به آن کاری که دوست داشت مشغول می شد و بابت طعام و تفریحاتش هزینه ای نمی داد آن سرزمین پر از امنیت بود و بشر غارنشین توانسته بود سرزمینی مطمئن، آرام و دلنشین را در حالت عالی آن تجربه کند و مدتها طول کشید تا بتوانند به این سبک زندگی عادت کنند و قبیله ی آنان بر مبنای عشق، سرزمین تبدیل به یک امت واحد شده بود.

مدتها گذشت دیگر این سرزمین و زندگی مردمش با یکدیگر عجین شده بود. روزی از روزها مرد سنگ به خانواده اش گفت امروز حاکم همه را به سوی میدانی در شهر دعوت کرده است و همه باید برویم. پس از تمام سرزمین مردان، زنان و بچه ها جمع شدند. حاکم گفت: از زمانی که شما وارد این سرزمین شده اید هزاران سال می گذرد پس امروز کسانی از جنس شما هستند که در سرزمین دور از اینجا زندگی می کنند و مفهوم عشق و سرزمین آن را گم کرده اند می خواهم به صورت داوطلب کسانی از میان شما به سوی آنها بفرستم که آنها را نجات داده و مانند خودتان راه خانه را پیدا کنند ابتدا به یاد آورند عشق، دوستی و اتحاد را سپس سرزمین عشق برای آنان نیز مانند شما مهیا باشد پس اولین نفر برخواست مردی که از دل غار آمده بود و زیر درختی که حاکم ایستاده بود دست در دست حاکم داد و گفت من آماده ام پس زنی از میان جمعیت به سرعت خود را روی پای حاکم انداخت و گفت مرا نیز بفرست و سپس زنان و مردانی که هم همه کنان دور حاکم زیر درخت جمع شدند و عدد آنها به ۳۰۰ یا بیشتر می رسید و حاکم گفت تعدادی از شما برای این ماموریت کافی می باشد ولی لحظه به لحظه به تعداد اضافه می شد و حاکم رو به سنگ مرد کرد و گفت تو با ۲۱ نفر برو من بقیه را می فرستم تا در صورت نیازت به تو کمک کرده و به گروهت ملحق شوند.

مرد ۲۱ نفر زن و مرد را برگزید و با کمک حاکم به سرزمین دور حرکت کردند آنان زنان و مردانی از جنس نور بودند. و حاکم گفت ممکن است تا به آنجا برسید خستگی راه و شرایط آنجا باعث شود که خانه را فراموش کرده و خانواده را از یاد ببرید نشان بین من و شما برای گم نکردن راه، کتابچه ای به آنها داد و گفت این کتاب راهنمای شماست هرگاه احساس خستگی یاس و ناامیدی کردید پس از کتاب راهنمایی بگیرید و هرگز فراموش نکنید که برای چه فرستاده شدید کسی از میان گروه گفت ای حاکم اگر آنجا کسی ما را فراموش کند خانه و خانواده را چه می شود. حاکم گفت او را سریعا باز می گردانیم و کسانی دیگر را جایگزین می کنیم زیرا شما فقط برای ماموریت فرستاده شده اید نه کار دیگری. شاید ابتدا باید یاد بگیرید شبیه آنها زندگی کنید شبیه آنها فکر کنید و شبیه آنها عمل کنید ولی هرگز فراموش نکنید که نمی توانید شبیه آنها به سرزمین خود بازگردید پس همه شباهت های آنها را کپی کنید تا زیر نظر سنگ مرد بتوانید عشق را در شریان زندگی  هایشان جاری کنید و آنها را به خود برسانید تا بشوند خود شما. در تمام مراحل، این کتاب راهنما در صورت نیاز بهترین یاریگر شماست در ضمن اینکه من دوستانی از جنس خودتان خالص به سوی شما می فرستم تا شما را در این ماموریت یاری کنند هر ۲۱ نفر به نوری تبدیل شدند و به سرزمینی دور وارد شدند.

پایان قسمت هشتم

Written by Master Kamel

قسمت های دیگر داستان

به این مطلب ستاره دهید و ۲ امتیاز دریافت کنید

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (36 votes, average: 4٫53 out of 5)
Loading...

20 دیدگاه برای “داستان سریالی سنگ مرد قسمت ۸

  1. profile avatar
    reza movafagh گفته:

    چه خوب میشد حاکم این سرزمین را میشناختم و از او تقاضا میکردم که افرادش را به سرزمین ما هم بفرستد تا سرزمین ما هم همانند سرزمین عشق زیبا و دوست داشتنی شود و ما هم از دردها و رنجهایمان نجات پیدا میکردیم و زندگی همراه با شادکامی را سپری کنیم

  2. profile avatar
    reza movafagh گفته:

    سلام شما در ابتدای سنگ مرد گفتید که این داستان واقعی است ولی در این قسمت نوشته انسانها هزاران سال زندگی کردند مگر میشود؟

    • profile avatar
      مدیر سایت گفته:

      بله امکان پذیر است زیرا انسان قابلیت زندگی بیشتر از این را دارد و می تواند زمان را با نیروی درونی اش پشت سر بگذارد.

    • profile avatar
      مدیر سایت گفته:

      تا زمانی که شما خود واقعیتان را ندیده باشید هر کاری که فکر می کنید درست است را انحام می دهید ولی زمانی که خود واقعیتان را می بینید پس از این دیگر نمی توانید با فا و آلودگی های مغزی خود زندگی پر از ترس خود را ادامه دهید.

  3. profile avatar
    Mozhgan گفته:

    کاش نور عشق در همه ی انسانها ایجاد میشد البته از این داستان متوجه شدم که فقط اتحاد است که این امکان را ایجاد میکند

    • profile avatar
      مدیر سایت گفته:

      با سلام
      آقای کوهی اگر به دنبال کتاب خاصی هستید باید بگوییم Master Kamel یک راهنمایی دقیق در این زمینه کرده اند. مدیتیشن های ممنوعه که شامل ۱۳ گام و ۲۱ بصیرت می باشد همان کتاب راهنمای سنگ مرد است شما می توانید با استفاده از آموزش ها و تمرینات مدیتیشن های ممنوعه قسمت پنج عنصر به اولین گام از راهنمای سنگ مرد دست یابید.

  4. profile avatar
    فرشته آیینه گفته:

    سلام و درود بر استاد عزیز ???
    آنها رسالت آوردن بقیه مردم به شهر عشق را بر عهده داشتند و از جنس نور بودند

  5. profile avatar
    amin گفته:

    آیابا گذراندن مدیتیشن های مستر کامل میتوان حقیقت این جهان را دریافت و به عشق رسید؟

      • profile avatar
        نیلوفر گفته:

        واقعا عالیست عشق واقعی وزندگی بدون قضاوت ودرد واتحاد بهترین عشق است و عشق واقعی انسان را خردمند می کند سعی کنیم که تامیتوانیم از فا دوری کنیم تا با نی همراه شویم
        تا اراده نباشد نمیتوان عضو گروه عشاق ها شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *