داستان سریالی مدیر در یک ثانیه (قسمت اول)

مدیر در یک ثانیه

ما را در شبکات اجتماعی دنبال کنید.

شرکت مثل همیشه شلوغ و پرتردد بود. ارباب رجوع ها برای مشاوره نزد کارشناسان می آمدند و کارشناسان موظف بودند در زمینه‌های اقتصادی مردم را راهنمایی کنند تا در سازمان یا شغلشان بالاترین بهره وری و سود دهی را داشته باشند. روز مثل همیشه آغاز شده بود و هر کس که ناامید و خسته وارد اتاق ها می شد، خوشحال و با چهره‌ای رضایتمند از اتاق ها خارج می شد. الگوهای سمعی و بصری همه انسان ها یکی است زیرا همه به دنبال پول هستند. چون می فهمند چگونه می توانند پول را به دست بیاورند. حس رضایتمندی می کنند و اینگونه با لبخند از اتاق ها خارج می‌شوند. و فقط یک مشکل همیشه وجود داشت افرادی که با لبخند می روند همیشه به شرکت مراجعه می کنند که علت آن دو چیز بود ۱. راهنمایی جواب نداده بود و نیاز به راهنمایی جدید داشتند ۲٫ راهنمایی برای رسیدن به پول بیشتر در یکی ترس و در دیگری طمع. اینجا شرکت تولید ترس و طمع بود. انسان ها می آمدند پول می دادند تا به ترس هایشان اضافه شود یا به طمعشان افزوده شود.

من در شرکتی کار می کردم که کارشناسانی داشت برای تولید ترس و طمع. و مراجعه کنندگانی داشت که خریداران ترس و طمع بودند. بعدها تحقیقات وسیعی در این زمینه کردم. در جهان بسیاری از سازمان ها و شرکت ها هستند که کارشان همین است. عده‌ای از اینان کار تولید ترس و طمع را انجام می دهند و عده ای کار توزیع و پخش ترس و طمع را به عهده داشتند. من در شرکتمان هیچ سمتِ رده بالایی نداشتم ولی شعور و درک داشتم. می دانستم که قانون رنج و لذت هرگز راهگشای نجات مراجعه‌کنندگان نخواهد بود. این قوانین مسکن هایی هستند که می توانند درد را پوشش داده و پنهان کنند و امروز یکی از شلوغ ترین روزهای کاری در این شرکت می باشد، زیرا مثل اینکه قرار است یکی از بزرگترین شرکت‌های تجاری جهانی برای مذاکره جهت راهگشایی کسب و کارشان و توسعه سازمانشان به شرکت ما آمده و کمک بگیرند.

پایان قسمت اول

Written by Master Kamel

قسمت های دیگر داستان

به این مطلب ستاره دهید و ۲ امتیاز دریافت کنید

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (21 votes, average: 4٫81 out of 5)
Loading...

5 دیدگاه برای “داستان سریالی مدیر در یک ثانیه (قسمت اول)

  1. profile avatar
    رها.م گفته:

    اگر آدم به زمین نگاه کنه میبینه هر نوع تجارتی هر نوع خرید و فروشی ، واقعا خرید و فروش ترس و طمعه همه ی چیزهایی که میخوریم و میپوشیم با ترس تولید شدن ما هم با ترس پول درآوردیم و با ترس اونها رو میخریم ک حتی با ترس ازشون استفاده میکنیم بشر چه زندگی حقیرانه ای رو تا زمان مرگش طی میکنه ؟؟؟ واقعا واژه ی اشرف مخلوقات برای این نوع بشر امروزی چه نوع کاربردی میتونه داشته باشه ؟؟؟
    با سپاس و درود فراوان از مستر کامل فهیم و دانا

  2. profile avatar
    فرشته آیینه گفته:

    چکار کنیم تا در کاری که برعهده داریم و آن را انجام میدهیم تولید یا عرضه کننده ترس و طمع نباشیم؟

    • profile avatar
      مدیر سایت گفته:

      سلام دوست گرامی
      خیلی ساده است عشق بی قید و شرط به مشتریان خودتان بدهید.
      Written by Master Kamel

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *