کارگاه پول های آغشته (قسمت چهارم)

پول های آغشته

ما را در شبکات اجتماعی دنبال کنید.

شناسنامه کارگاه
عنوان توضیحات
عنوان کارگاه: پول های آغشته (قسمت چهارم)
تولیدکننده کارگاه: گروه بین المللی آزاد
زمینه های کارگاه: کسب و کار و اقتصاد
مدتزمان کارگاه: ۲۵ دقیقه
فایل تصویری: دارد
رده سنی افراد: خانم ها و آقایان، ۱۴ سال به بالا
این کارگاه مناسب چه کسانی است: مدیران، مهندسان، پزشکان، خانم های خانه دار، افراد شاغل، نوجوانان، جوانان، دانشجویان، افرادی که به دنبال زندگی بهتر هستند.
انتظار می رود پس از قسمت چهارم کارگاه: دیدگاه گذشتگان نسبت به پول و دیدگاه امروز نسبت به پول را درک کنید، پول برای آرامش بوده است و در انتها حکایتی وجود دارد که می تواند دیدگاه جدیدی به شما بدهد.

قبل از مشاهده قسمت ۴ لطفا قسمت های قبلی را مشاهده کنید

کارگاه پول های آغشته
کارگاه پول های آغشته
کارگاه پول های آغشته

در ادامه می رسیم به قسمت چهارم

بخش هشتم: زندگی به سبک آرام

انسان ها به واسطه ی حضور پول در زندگی هایشان می رفتند که طعم آرامش را در زندگی خود تجربه کنند.

کارگاه پول های آغشته

بخش نهم: پوشش

پول می رفت که یک پوشش برای فعالیت های بشری باشد ولی بازهم پول شد پوششی برای ….

کارگاه پول های آغشته

بخش دهم: آغشته

حالا دیگر مردم نگاهی زیبا به پول ندارند. زیرا انسان‌ها هر چیزی را می‌بینند روی آن با پول قیمت می‌گذارند.

پول های آغشته

دیگر بخش‌های قسمت چهارم

بخش یازدهم: پادَری

بخش دوازدهم: گُل سرسبد

بخش سیزدهم: از خان تا خون

پول های آغشته

در ادامه بخوانید

چه کسانی و چه گروه هایی بیشتر به پول تمایل نشان می‌دهند؟

تجارت و کسب و کارهای امروزی پیرو همان فعالیت های گذشته، یک هدف را دنبال می کند، ارتقاء سطح کیفی انسان ها و گرفتن اجرت و پول بابت این ارتقاء، این تعریفی بسیار ساده از کسب و کار می باشد.

پول های آغشته

دلایل دوری گزینی اکثریت مردم به پول چیست؟

مردم از خود واقعیشان دور هستند. زیرا از خودشان می ترسند. انسان ها آنقدر که از خودشان می ترسند از دیگران نمی ترسند. پس به همین دلیل تمایل بیشتری دارند که از بیرون به آنها بگویند، چه کنند و چه نکنند.

پول های آغشته

دیگر بخش های پول های آغشته قسمت چهارم:

پول چگونه توانست جایگاه خود را بدست آورد؟

میل به پول و چگونگی افزایش و کاهش این گرایش

و در نهایت

حکایت پول و خداوند

روزی جواهر فروشی از خانه خود خارج شد تا حجره خود را باز کرده و فعالیت روزانه را آغاز کند. در بین راه سکه ای به همراه یک جواهر گردنبند زیبا پیدا کرد. آن را برداشته به اطراف خود نگریست. ولی کسی را نیافت. به حجره رسید. روی کاغذ، اطلاعیه نوشت و سعی کرد صاحب سکه و جواهرات را بیابد. ولی بعد از گذشت سه ماه کسی را نیافت…..

Master Kamel

به این مطلب ستاره دهید و ۲ امتیاز دریافت کنید

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (10 votes, average: 4٫50 out of 5)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *