داستان سریالی خیانت (قسمت اول)

داستان سریالی خیانت

ما را در شبکات اجتماعی دنبال کنید.

مردی کشاورز در خانه ی خود تنها زندگی می کرد و بسیار تلاش می کرد که بتواند در امر کشاورزی محصولات ارزشمندی را تولید کند. روزها کار می کرد و شبها استراحت می کرد. هر سال در موقع انتخاب کشاورز نمونه مقامی را از آن خود می کرد ولی هرگز مقام اول را کسب نکرده بود. پس هر سال بر تلاشش می افزود تا شاید بتواند با بالا بردن کیفیت محصولاتش و افزایش کمیت محصولاتش در حجم معینی از خاک کشاورزی مقام اول را از آن خود کند.

تا اینکه اداره ی کشاورزی که هر سال میان نفرات اول کشاورزان کل کشور منتخب، بهترین کشاورز نمونه را انتخاب می کرد، تصمیم گرفته بود بین نفرات دوم کشاورزی کل کشور بهترین را نیز منتخب کند و میان آن نفر اول و دوم کل کشور بهترین را برگزیند با ایجاد یک مسابقه، که مشخص کند کشاورز نمونه ی کشور در سال چه کسی می تواند باشد. پس کشاورزان در سطح کشور شروع به بالا بردن کیفیت محصولات خود کردند و تمام موارد کیفیت و کمیت را رعایت می کردند. سال کشاورزی به پایان رسیده بود و هوا سرد بود و برف نیمی از کشور را فرا گرفته بود.

منتخبین هر استان شناسایی شدند و هر کدام به سطح کشوری رسیدند و میان آنها مسابقه ای برگزار شد و متخبین کشور مشخص شدند. تا اینکه دو نفر کشوری انتخاب شدند. پس کشاورز قصه ی ما نیز انتخاب شده ی کشوری معرفی شده بود و قرار بود بین آنها در یک روز مشخص مسابقه ای منصفانه برگزار شود و رئیس بخش کشاورزی با طرح چند سؤال آن دو را بیازماید تا ببینند چه کسی امسال از نظر کمیت محصول و کیفیت در سطح کشور بهترین بوده است. روز مسابقه فرا رسید.

پایان قسمت اول

Written by Master Kamel

قسمت های دیگر داستان

به این مطلب ستاره دهید و 2 امتیاز دریافت کنید

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (34 votes, average: 4٫56 out of 5)
Loading...

8 دیدگاه برای “داستان سریالی خیانت (قسمت اول)

  1. profile avatar
    رها.م گفته:

    از نوشته های مستر کامل آموختم که فقط و فقط حرکت کنم و به دنبال نتیجه نباشم و خود را قضاوت نکنم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *