داستان سریالی خیانت (قسمت دوم)

داستان سریالی خیانت

ما را در شبکات اجتماعی دنبال کنید.

سالن مسابقه پر بود از خبرنگاران و مسئولان رده بالای ادارات کشاورزی کل کشور. رئیس اداره ی کشاورزی نشست و روبروی او دو برنده ی کشوری قرار داشتند. رئیس اداره ی کشاورزی به آنها رو کرد و گفت: آیا شما با هم زن و شوهر هستید؟ هر دو نفر خندیدند و با نگاه به یکدیگر گفتند خیر. و رئیس اداره ی کشاورزی که بسیار مرد جدّی و به ظاهر خشنی بود، لبخندی زد و گفت: پس امسال ما یک مرد و یک خانم داریم که در مسابقه کشوری با یکدیگر رقابت دارند.

که کشاورز آرام گفت: یک مرد ِ آقا و یک خانم. پس رئیس مجدد لبخندی زد و گفت بله یک آقا و یک خانم. حال اندازه و میزان هر دو در کار برابر بوده است و قرار است امروز به قابلیت های دیگر یک کشاورز مراجعه شود تا معلوم شود در سرزمین ما چگونه یک کشاورز هم در امور کشاورزی هم در امور دیگر سرآمد است.

پس ابتدا از آقا شروع می کنیم. و کشاورز لبخندی زد و با خود گفت این خانم قطعا همسر دارد و تمام  دغدغه اش فرزند و همسر است پس حتما در امور روزمره، هیچ با کشاورزی کاری ندارد. پس لب به سخن گشود و می خواست با فعالیت هایی که در وقت بیکاری در امور مربوط به کشاورزی انجام می دهد، همگان را شگفت زده کند تا مقام اول کشور را نصیب خود بکند و اینگونه در کشور نگویند زنان از مردان در کشاورزی پیروز هستند و آبروی مردان نرود.

پایان قسمت دوم

Written by Master Kamel

قسمت های دیگر داستان

به این مطلب ستاره دهید و 2 امتیاز دریافت کنید

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (36 votes, average: 4٫56 out of 5)
Loading...

9 دیدگاه برای “داستان سریالی خیانت (قسمت دوم)

  1. profile avatar
    رها.م گفته:

    من واقعا این حس برتری جویی آقایونو درک نمیکنم
    همه ی ما انسانیم چرا فکر میکنن خانوم ها جنس دوم هستن ؟؟؟؟
    واقعا نمیفهمم

  2. profile avatar
    محمد گفته:

    تمایز جنسیت بزرگترین آدرس اشتباهی بود که بشر دنبال کرد و خود را در سیاه چاله ترس گرفتار کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *