داستان سریالی خیانت (قسمت پنجم)

داستان سریالی خیانت

ما را در شبکات اجتماعی دنبال کنید.

مردان و زنان حاضر در سالن سکوت کردند و ریاست اداره کشاورزی برخاست و برای زن کشاورز شروع به دست زدن کرد و گفت: عشق همان نیازی است که در زمین لازم است و باعث می شود هرکس از آن محصول مصرف کند از سلامتی بیشتری برخودار شود و همگان شروع به دست زدن کردند. مرد کشاورز که برایش اینگونه کشاورزی جالب بود، خود زن کشاورز را تشویق کرد و گفت: خانم آیا شما هرگز فکر نکردید ازدواج کنید؟ که همگان شروع به خندیدن کردند و زن کشاورز گفت: بله فکر کردم ولی باید همسری می داشتم که مرا با تنها عشقم در زمین بپذیرد و رو به مرد کشاورز کرد و گفت: آیا شما به همین دلیل نیست که تاکنون ازدواج نکرده اید؟

مرد کشاورز نگاهی به خود کرد و با کمی مکث گفت: آخه من نمیخواستم ازدواج کنم و بعد همسرم بگوید مرا رها کردی و همش به فکر زمین کشاورزیت هستی و آنگاه اختلاف بینمان ایجاد شود. پس برای لحظه ای هر دو به یکدیگر نگاهی انداختند. رئیس ادارات کشاورزی که آن نگاه را دید، رو به هردوی آنها کرد و گفت: من پیشنهادی دارم اگر بپذیرید خدمتی به خود کرده اید و خدمتی به کشاورزی سرزمینمان. هر دو با ادب گفتند هر چه شما بگویید انجام می دهیم.

رئیس ادارات کشاورزی صدای خود را صاف کرد و با صدای بلند گفت: مرد کشاورز خردمندی عاشق است و با عشق و خرد از زمین و محصولاتش مراقبت می کند و زن کشاورز عاشقی خردمند است که و می داند چگونه با عشق به محصولات زمین کشاورزیش خدمت کند. و چون شما هر دو با هم ازدواج کنید، قطعا تحولی بزرگ در زمینه ی کشاورزی به وجود خواهد آمد و اگر هر دو تنها باشید دیگر تنها نیستید و چون عشق و خرد به هم برسند قطعا نتایج بزرگی در امر کشاورزی در کشورمان اتفاق خواهد افتاد.

پس از این هر ساله به کشاورزان کل کشور می آموزید که چگونه به زمین کشاورزی عشق بورزند و خردمندانه از محصولاتشان مراقبت کنند تا سرزمینی پر محصول تر و آبادتر داشته باشیم. پس هر دو پذیرفتند و چون روستاهایشان از یکدیگر دور بود، پس رئیس ادارات کشاورزی زمینی با وسعت فراوان به آنها هدیه داد و آب فراوان به آن زمین جاری کرد و گفت: تولیدات شما قطعا سرزمین مان را در دنیا برتر خواهد کرد و شایسته است این زمین ها و آب فراوان در اختیار شما باشد که بتوانید آبادی و حاصلخیزی را با برکت فراوان به سرزمین مان به هدیه ارمغان بیاورید.

خبرنگاران و رؤسای ادارات کشاورزی کل کشور بسیار تشویق کردند و چون می دانستند پس از این ملاک یک کشاورز خوب استفاده از خرد با کمک عشق می باشد، خواستند هر چه زودتر به شهرهایشان و روستاهایشان بازگردند و این خبر مسرت بخش را به گوش کشاورزان سراسر این سرزمین برسانند و شروع و آغاز حرکتی بزرگ را در کشور خود رقم بزنند. پس رئیس ادارات به مرد کشاورز رو کرد و گفت: تو خود، به خود خیانت کرده بودی. پس اگر هر سال دوم می شدی دلیلش ترس از عشق ورزی بود که باعث شد مقام اول در کیفیت را از دست بدهی. حال که دیگر نباید به خود و همسرت خیانت کنی، حتما مقام اول در کیفیت و کمیت از آن تو خواهد بود. و اینگونه مرد کشاورز فهمید راز بزرگی که به دنبالش بود تا برترین محصول را تولید کند، عشق بوده است و بس.

پایان قسمت پنجم

پایان داستان

Written by Master Kamel

قسمت های دیگر داستان

به این مطلب ستاره دهید و 2 امتیاز دریافت کنید

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (33 votes, average: 4٫48 out of 5)
Loading...

13 دیدگاه برای “داستان سریالی خیانت (قسمت پنجم)

  1. profile avatar
    mehrbaran گفته:

    و روزی که یاد بگیریم عشق را به کارهایمان اضافه کنیم قطعا فراوانی را تجربه خواهیم کرد ،اما چگونه است که عده ای کارشان را بر مبنای سود و منفعت شخصی انجام میدهند و به تمام و کمال فراوانی را تجربه میکنند؟

  2. profile avatar
    فرشته آیینه گفته:

    داستان بسیار جذاب و تامل برانگيزی بود بسيار سپاس از این استاد خردمند به راستی ما با ترس در عشق ورزی بزرگترین خیانت را به خودمان میکنیم

  3. profile avatar
    رها.م گفته:

    به وجد اومدم چقدر زیبا بود
    عاشقی خردمند و خردمندی عاشق
    چی میشد همه ی مرد ها در زمین خردمندی عاشق و همه ی زن ها عاشقی خردمند میشدن ؟
    دوست دارم اون روز رو در زمین ببینم

  4. profile avatar
    محمد گفته:

    داستان بسیار زیبایی بود. درس های زیادی در این داستان آموختم.همیشه انسانها در جستجوی این هستند که کاری خاص انجام دهند که دیگران نمیدانند تا بتوانند بهتر نتیجه بگیرند اما امروز با مطالعه این داستان فهمیدم که نیازی نیست کاری خاص و منحصر به فرد را دنبال کرد بلکه کافی است هر کاری که ما انجام میدهیم را به شکل خاص انجام دهیم.این یعنی همان خردی که انسان از آن بهره مند هست و با تمام توان با ترکیب عشق و خرد میتوان نتایجی بسیار موثر و مورد استفاده برای همگان را خلق کرد.حال سوال اینکه عشق و خرد را چگونه باید شناخت و از آن استفاده کرد؟ و چرا تا کنون از دسترس انسان خارج بوده است؟

    • profile avatar
      مدیر سایت گفته:

      تا زمانی که قضاوت وجود داشته باشد نمیتوان عشق و خرد واقعی را متوجه شد. تا زمانی که قضاوت وجود داشته باشه عشق از دسترس خارج انسان خارج است.
      Written by Master Kamel

    • profile avatar
      amin گفته:

      سلام چطور کسانی هم هستند که هیچگونه از عشق بهره ای ندارند ولی فراوانی درزندگیشان است ؟؟؟آیا آنها در کارشان عشق دارند؟؟؟

      • profile avatar
        مدیر سایت گفته:

        سلام دوست گرامی
        تعریف شما از عشق چیست؟ آیا تعریف درستی از عشق دارید؟
        از کجا می دانید که عشق در کارشان نیست؟
        Written by Master Kamel

      • profile avatar
        Parisa Rahmi گفته:

        سلام و درود واقعا عاااالی بود.معجزه ی عشق ??تعریف بسیار عالی و کاملی از عشق بود واقعا ک روی من تاثیر خوبی گذاشت??

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *